نقل قولی از لويس مورگان

از هنگام پيدايش تمدن ، افزايش مالکيت چنان عظيم بوده ، و شکل های آن چنان متنوع بوده ، موارد استعمال آن چنان در حال گسترش ، و اد

از هنگام پيدايش تمدن ، افزايش مالکيت چنان عظيم بوده ، و شکل های آن چنان متنوع بوده ، موارد استعمال آن چنان در حال گسترش ، و اداره آن چنان بر حسب منافع مالکين آن خردمندانه بوده است که در مقابل خلق بصورت ، يک قدرت غير قابل کنترل در آمده است . دماغ بشر در حضور مخلوق خود متحير می ماند .

معهذا زمانی فرا خواهد رسيد که خرد انسانی بر مالکيت سيادت خواهد يافت ، و مناسبات دولت و مالکيتی که تحت حراست اوست، و نيز وظائف و حدود حقوق مالکين آن را معين خواهد کرد.

منافع جامعه فوق منافع افراد قرار دارند ، و ايندو بايد در يک مناسبت عادلانه و هماهنگ قرار گيرند . اگر قرار است که پيشرفت ، مانند گذشته ، قانون آينده باشد ، صرف زندگی بخاطر مالکيت نميتواند سرنوشت نهائی بشريت باشد .

مدت زمانی که از سپيده دم تمدن گذشته است فقط پاره ايست از مدت زمان گذشته موجود يت بشريت ؛ و تنها پاره ايست از عصرهائی که فرا خواهند رسيد .

اميد است انحلال جامعه ، خاتمه طريقی باشد که در آن ، مالکيت نهايت و هدف است ، زيرا چنين طريقی ، عناصر ويرانسازی خود را در بطن دارد . دموکراسي در حکومت ، برادری در جامعه ، مساوات در حقوق و امتيازها ، تعليم و تربيت عمومي ، از سح عاليتر بعدی جامعه ای حکايت می کنند که در آن ، تجربه ، خردو دانش بطور مداوم حضور دارند .

اين تجديد حيات آزادی ، برابری و برادری تيره های کهن ، در شکل عاليتر خواهد بود .

 

                                                                                    مورگان، جامعه باستان، صفحه 552

 

نقل از کتاب ( منشاء خوانواده ؛ مالکيت خوصوصی و دولت ) اثر فردريک انگلس ترجمه مسعود احمدزاده