اخبار کارگری آلمان فریده ثابتی
در ماه سپتامبر و اکتبر 2006 طبقه کارگر آلمان دائما در معرض حمله سرمایه قرار داشت. بازهم عده دیگری از کارگران کار خود را از دست دادند. تعداد بیشمار دیگری مجبور به بیگاری و کار بدون مزد یعنی افزایش ساعات کار هفتگی بدون دریافت مزد شدند. ساعاتی که اگر طبقه کارگر چنین در موضع ضعف نبود نه تنها تبدیل به بیگاری نمیشد بلکه جمعی ازین خیل بیکاران نزدیک 5 میلیون نفری را به کار وا میداشت. اما سرمایه که همواره بدنبال سود بیشتر یا به بیان درست خواهان ارزش اضافی بیشتر است در وهله اول وقتی توان داشته باشد به رویای گذشته دور پدران و اسلاف خود برای افزایش ساعات کار تا آخرین حد ممکن برمیگردد و دستاوردهای مبارزات خونبار طبقه کارگر جهانی و آلمان در طی قرون را درو میکند و میروبد. آن گاه برای گسترش بهره کشی آن هم بهره کشی غیر قابل تصور سرمایه را به مکانهایی منتقل میکند که اولا طبقه کارگر جوان است و سنت مبارزاتی ندارد و یا به دلیل شدت اختناق اصولا تشکل ضدسرمایه داری خود را ایجاد نکرده است. زمامداران این کشورها در مسابقه برای غارت منابع انسانی و طبیعی کشور باهم رقابت مرگآوری را پیش میبرند و برای این کار چوب حراج به ثروت های اجتماعی میزنند، معافیتهای مالیاتی میدهند در حالی که از حقوق ناچیز کارگران مزد و حقوق بگیر پیشاپیش مالیاتها را برمیدارند.
گذشته از حملات سرمایه داران دولت حامی سرمایه داران نیز در هارمونی با آن ها چهارنعل پیش میرود. هر روز محدودیتی در تسهیلات اجتماعی ایجاد میکند. پارلمان تصویب میکند و دولت اجرا میکند و فقر در جامعه تلمبار میشود و هر روز گسترده تر میشود. در تازه ترین گزارش فقر نشان داده شده است که نسبت به سال قبل فقر افزایش یافته. بیش از دو و نیم میلیون کودک تحت پوشش سیستم کمکهای اجتماعی قرار دارند. کودکانی که هیچ گاه امکان رهایی از این موقعیت را نخواهند داشت. اکثرا نخواهند توانست حتی پایان نامه دوران ابتدائی را بدست آورند، دانشگاه و تحصیلات عالی پیش کششان. بیش از 50 هزار جوان جویای مکانی برای گذراندن دوره ای که بتواند حتی به عنوان کارگر مشغول به کار شوند، ناامید میگردند و راه به جایی ندارند. اکثریت 4،5 میلیون بیکار که تحت پوشش مرکز کار یابی با قانون هارتص 4 قرار دارند ماهانه آن قدر پول بیکاری دریافت نمیدارند که بتوانند یک زندگی حداقل را داشته باشند. مجبورند از فلومارکها و دست دوم فروشیها مایحتاج خود را تهیه کنند. در لحظات آخر شنبه بازارها، سبزی ها و میوههای کپک زده ای را که باید به سطل های آشغال ریخته شود، با قیمتی ارزان بخرند. از تاتر و سینما و اپرا و موسیقی نصیبی ندارند و شاید در تمام عمر خود یک بار هم به دیدن تاتری نروند. بی افقی زندگی در سرمایه داری شمار زیادی را به اعتیاد کشانده است. بیخانمانی گسترش مییابد و هرروز میشنویم که بچهای به دلیل کمبود غذا و بیتوجهی مرده یافت شده است. با وجود این همه بیکار در جدید ترین مصوبه مجلس سن بازنشستگی دو سال افزایش یافته و به 67 سال رسیده است. جوانان در جستجوی کار به مهاجرت دست میزنند یعنی مهاجرت دیگر پدیده کشورهای فقیر نیست. در سال جاری 137 هزار نفر زیر 35 سال سن در جستجوی کار به کشورهای دیگر رفته اند.
اعتصاب در شرکت BenQ
در 27 جولای کمپانی بن کیو اعلام کرد که به دلیل مسائل مالی ناشی از کاهش فروش کارخانه بسته خواهد شد و فعلا دوتا از هر سه مکان شغلی خط خواهد خورد. سپس در 16 یولی شرکت مادر یعنی زیمنس اعلام کرد که شرکت مذبور به مجارستان یعنی جایی که مزد کارگرانش تنها 20% مزد کارگران در آلمان است منتقل خواهد شد. هم چنین صحبت از انتقال آن به تایوان نیز در میان است. در سه کارگاه این کمپانی سازنده تلفن همراه در مونیخ، بوخولتس و کمپ- لینفورت مجوعا سه هزار نفر به کار مشغولند. این کارگران از دو سال قبل به دلیل ادعای کارفرما بر مشکل مالی برای حفظ مکان شغلی خود از 20% مزد خود صرفنظر کرده بودند و با کار کامل تنها 80% دستمزد را میگرفتند با وجود این براساس تصمیم کارفرما 2000 نفر ازین کارگران شغل خود را از دست خواهند داد و به جمع بیکاران خواهند پیوست. ازین تعداد 850 نفر در مونیج، 1100 نفر در کمپ- لینفورت خواهد بود. برای 1150 نفر باقی مانده نیز هیج تضمینی وجود ندارد. مردم کمپ- لینفورت این روز را روز سیاه شهر نامگذاری کرده اند زیرا این بزرگترین شرکت در شهر است که در مجموع کارگران و خانواده هایشان و دیگر مشاغل وابسته به آن ده هزار نفر را تحت پوشش داشته است. بعضی ازین کارگران بیش از 30 سال است که برای زیمنس کار میکنند. اتحادیه متال که کارگران این شرکت عضو آن هستند با شرکت مادر، زیمنس وارد مذاکره میشود و توافق میکند که کارگران به جای 35 ساعت 40 ساعت کار خواهند کرد بدون این که مزد بیشتری دریافت دارند مشروط به این که شرکت قول دهد که مشاغل موجود خط نخواهند خورد و کار 4000 کارگر تضمین خواهد بود اما بن کیو به این توافق از موضع ضعف هم گردن ننهاد و بر انجام این کار مصمم است. هنوز نتیجه کار مشخص نیست ولی به هر حال بیکاری 2000 کارگر امری حتمی است.
اعتصاب در ایرباس هامبورگ
کارخانه دیگری که کارگرانش در خطر اخراج قرار دارند شرکت هواپیما سازی ایرباس است که همراه با بوئینگ بزرگترین هواپیماهای مسافربری جهان را تولید میکند. ایرباس 7 کارگاه در آلمان و 16 کارگاه در کشورهای دیگر اروپا از جمله فرانسه، انگلیس و اسپانیا دارد. تعداد کارکنان شرکت در آلمان 20 هزار نفر است که7300 نفر آن را کارگران اجاره ای که در گزارش های قبلی در باره شان توضیح داده ام تشکیل میدهند که در وهله اول مساله اخراج دامن آن ها را خواهد گرفت که گرفته است و تا کنون بیش از 4000 نفرشان در لیست اخراج بودند. در مجموع همراه با مشاغل وابسته تعداد کارگران به 40 هزار نفر میرسد. 22،5% سهام شرکت به گروه لاکاردره فرانسوی تعلق دارد. 33% متعلق به شرکت آلمانی امریکایی کرایسلر بود که با فروش سهام فعلا به 22،5% رسیده و کرایسلر تصمیم دارد 7% دیگر سهامش را نیز بفروشد که در آن صورت لاکاردره در مقام اول خواهد ایستاد. کنسرن مادر EADS اعلام کرده که قصد دارد تا سال 2010 با برنامه پاور 8 مبلغ دو میلیارد یورو پس انداز کند. به خاطر پس انداز شرکت 5 کارگاه از 7 کارگاه آلمان تعطیل خواهند شد و با آن 2200 نفر در نوردن هام، 1600 نفر در اشتده، 1300 نفر در وارل ، 400 نفر در باکسرهوده و 110 نفر در لاپ هایم کارشان را از دست خواهند داد. در این شرکت هواپیمای آ 380 تولید میشد و گفته میشود که دلیل بحران این است که شرکت پیش بینی کرده بود که 400 هواپیما خواهد فروخت و از آن پول 270 ایرباس را به صورت سیاه دریافت خواهد کرد!! اما تا کنون توانسته اند تنها 159 سفارش بگیرند در نتیجه پول سیاهی که میبایست کسب شود حاصل نشده است. البته بسته شدن کارخانه در آلمان به مفهوم تعطیل تولید نخواهد بود بلکه به تولوز فرانسه منتقل خواهد شد. همواره این گونه بوده که زمانی که پای سرمایه خارجی در میان است ناگهان دولتمردان و دولتزنان هوادار کارگران میشوند و حتی رنج سفر را بر خود تحمیل میکنند چنان که خانم مرکل به فرانسه میرود و با ژاک شیراک در این باره و این که دو دولت به هم نزدیک اند و ایرباس باید یک شرکت اروپایی و آلمانی فرانسوی باقی بماند به گفتگو میپردازد. کارگران ایرباس در 15 اکتبر تهدید به اعتصاب کردند اما کماکان خود را به مذاکراتی که از طریق دیگران از جمله اتحادیه و دولت انجام میگیرد سرگرم کرده اند. طبقه کارگر به جای این که به خواهد در مقابل سرمایه بایستد و خواهان همبستگی و حمایت سایر کارگران این شرکت در سراسر اروپا و هم حمایت سایر کارگران شود، به جای این که بخواهد در امر تولید و توزیع و چرائی آن دخالت کند، به جای این که تشکل ضد سرمایه داری خود را تشکیل دهد و در جهت خلع ید از خلع ید کنندگان حرکت کند، دست روی دست گذاشته و به مصاحبهها، مذاکرات از بالا و دفع الوقت مشغول است و به انتظار نشسته است و مسلما در پایان این شب سیه، چیزی جز سیاهی بیکاری و پرتاب به سنگ فرش خیابانها نخواهد بود.