موج جدید اعتصاب کارگران در انگلیس

 

امروز زنگ هیچ دبستان و دبیرستانی در انگلیس به صدا در نمی آید. هیچ مسافری در سطح شهرها جا به جا نمی شود،  تمامی اتوبوس ها، متروها و سایر وسائط حمل و نقل عمومی از حرکت باز می ایستند. چرخ کار و تولید به صورت سراسری و گسترده به ورطه توقف می افتد. میلیون ها کارگر در خانه خویش می مانند و به سر کار نمی روند. جامعه انگلیس به حالت فلج در می آید. توده های عظیم طبقه کارگر چرخ تولید سود را از کار می اندازند و چرخ قدرت خود  را در پهندشت حیات اجتماعی نظام بشرستیز سرمایه داری به چرخش وا می دارند. اعتصاب در اعتراض به افزایش سن بازنشستگی صورت می گیرد. دولت بورژوازی انگلیس سن بازنشستگی کارگران را از 60 سال به 65 سال افزایش داده است. کارگری که امروز به دنبال 40 سال یا یشتر کار فرساینده، و مهلک، به دنبال 40 سال تولید مستمر اضافه ارزش برای صاحبان سرمایه، به دنبال 40 سال تبدیل بی امان گوشت و پوست و خون و همه زندگی خود به سرمایه طبقه سرمایه دار خود را آماده بازنشستگی می کرد اکنون مجبور می شود که باز هم کار کند، باز هم خود را هر چه هولناک تر بفرساید، 5 سال دیگر نیز سود و سرمایه تولید کند و تار و پود هستی خود را در قالب سرمایه ارزانی سرمایه داران گرداند. دولت انگلیس همسان همه دولت های دیگر سرمایه داری جهان، در کنار همه تهاجمات کارگرکش لحظه به لحظه خود، اعلام داشته است که سن بازنشستگی باید حتماً افزایش یابد. کارگران باید پنج سال بیشتر از عمر خود را وقف ماندگاری سرمایه کنند و 5 سال کمتر به زندگی خود پردازند.

میلیون ها کارگر در اعتراض به این تهاجم بربرمنشانه سرمایه دست از کار کشیده اند. توده های کارگر تا اینجا بارقه بسیار کم سوئی از کهکشان قدرت خود را در معرض دید بورژوازی نهاده اند. اینکه فردا چه کنند و فرجام این نمایش قدرت چه باشد هیچ معلوم نیست. یک چیز بسیار روشن است. این میدان داری مادام که در حصار تنگ سیاست ها و سیاست گذاری های رفرمیسم راست اتحادیه ای محصور و منجمد است هیچ بردی نخواهد داشت و هیچ چیز را جا به جا نخواهد کرد. دیوید کامرون به اعتبار شناخت دقیق خود از همین موضوع است که بسیار وقیحانه و گستاخانه اعتصاب عظیم چندین میلیون کارگر را تحقیر می کند و عربده کشان اعلام می دارد که گویا بیدی نیست که از این بادها بلرزد!! او با وقاحت تمام نعره می کشد که در برابر موج مبارزات خواهد ایستاد و تسلیم خواست کارگران نخواهد شد. تکیه گاه واقعی احساس قدرت کامرون فقط نظام گند و خون و وحشت سرمایه داری نیست. سازشکاری ها و مماشات طلبی های جنبش اتحادیه ای نیز به او توان می بخشد. جنبش کارگری انگلیس این بار نیز بسان بسیار موارد دیگر خوش درخشیده است اما اگر قرار است مثل دوره های پیش مستعجل و محکوم به شکست نباشد باید خود را از ورطه آنچه رفرمیسم راست اتحادیه ای دیکته می کند رها سازد. باید اعتصاب را تا حصول حتمی مطالبات ادامه دهد. باید از همه طبقه کارگر بین المللی برای تحکیم پایه های اعتراض، قدرت و افزایش قوای پیکار خود استمداد نماید، باید اعتراض روز خود را به حلقه ای از زنجیره پیکار مستمر، سراسری و طبقاتی علیه نظام بردگی مزدی توسعه دهد. باید دست به کار ساختن شوراهای ضد سرمایه داری خود شود. باید سنگ بنای یک جنبش نیرومند شورائی ضد کار مزدی را استوار سازد. کارگران انگلیس باید این فریاد را در سراسر جهان موجود پر طنین سازند که این آنان و طبقه آنان نیست که باید در آستانه ماندگاری سرمایه داری قربانی گردد. این نظام گند و خون و وحشت و جنگ و کشتار سرمایه داری است که باید از سر راه زندگی کارگران کنار رود.

سیمای سوسیالیسم.